X
تبلیغات
رایتل






وصیت

آنچه دوست دارم فرزندانم بدانند

دانستنیها

1. دارای ویتامینهایی است که روزانه ما بدن نیازداریم. مانند میتامینهای ب یک ، دو، سه، پنج، شش، اسید فولیک، ویتامین سی، کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر و پتاسیم و روی

2. اگر بعد از ظهر خسته هستی بجای اینکه نوشیدنیهای کافیئن دار بنوشی یک خیار بخور.آنها دارای ویتامینهای بی و هیدروکربور هستند که شما را سرحال آورده و چند ساعت نگهمیدارد.

3. اگر آینه حمام بخار میکند آنرا به آینه بمالید تا از بخار کردن جلو گیری کند.

4. اگر حشرات و حیوانات باغچه شما را نابود میکنند یک بشقاب آلومینیومی خیار لایه لایه برش خورده را بگذارید تا همه آنها را فرار دهد.
مواد خیار با آلومینیوم ترکیب شده و بویی را ایجاد میکند که همه حشرات و... را فراری میدهد. ولی انسان آنرا حس نمیکند..

5. اگر روی پوست خود ناهمواری دارید و میخواهیدکه از شر آن قبل از رفتن به استخر خلاص شوید خیار برش خورده را به آن محل ها روی پوست خود بمالید. مواد فتوشیمیایی خیار باعث میشود که کلوژنهای پوست جمع شود و چاله چوله ها از بین بروند. روی چروکها نیز بسیار موثر است.

6. اگر ... خورده اید و سردرد و سرگیجه دارید قبل از خواب چند خیار بخورید. عطف به ویتامین ب و شکری که دارد و الکترولیتهای موجود سردرد و سرگیجه را حل میکند.

7. اگر میخواهید بر گرسنگی عصر فائق آئید خیار بخورید.
این عکس کوچک شده است برای مشاهده ی سایز اصلی کلیک کنید
8. یک ملاقات مهم دارید ولی فرصت واکس زدن ندارید خیار را بمالید روی کفش آنرا براق نموده در مقابل نفوذ آب نیز مقاوم میشود.

9. اگر روغن ندارید، و لولاها سرو صدا میکنند آنرا به آن بمالید روان شوند.

10. اگر دچار استرس هستید، یک خیار را خرد کرده و در آب جوش بگذارید، مواد شیمیایی آن باعث آرامش شما میشود.

11. بعد از غذا آدامس ندارید و میخواهید به یک ملاقات تجاری بروید، یک برش از خیار را برای سی ثانیه به سقف دهان بفشرید، بوی بد دهان با کشته شدن باکتریهای بد بو از بین میرود.
این عکس کوچک شده است برای مشاهده ی سایز اصلی کلیک کنید
12. اگر یک روش سبز برای تمیز کردن وسایل استیل میخواهید، با خیار آنها را تمیز کنید.

13. اگر در حال نوشتن اشتباه کردید از آن میتوانید بعنوان پا ک کن (از قسمت بیرونی آن) استفاده کنید.


چرا موفق نیستم؟

هشدار: اگر می‌خواهید زندگی موفقی داشته باشید، هیچ‌وقت خودتان را درگیر 7 عادت آدم‌های ناموفق نکنید. کدام 7 عادت؟! با صفحه «موفقیت» این هفته، همراه شوید....
 
عادت اول: آنها منفی فکر می‌کنند، منفی حرف می‌زنند و منفی عمل می‌کنند!

آنها در هر شرایطی فقط مشکلات را می‌بینند. همیشه شکایت می‌کنند که آفتاب خیلی داغ است، باران گل‌های باغچه‌شان را خراب کرده، باد موهای‌شان را به هم ریخته و ... خلاصه، فکر می‌کنند همه عالم برخلاف میل آنهاست. همیشه مشکل را می‌بینند و هیچ‌وقت راه‌حل را نمی‌بینند. یک ضربه کوچک مشکلات را آن‌چنان بزرگ می‌کنند که تبدیل به یک تراژدی اساسی می‌شود. آنها شکست را عاقبت هر کاری می‌دانند؛ همچون یک بلای آسمانی که یک دفعه نازل می‌شود. هیچ‌وقت به جلو حرکت نمی‌کنند و در زندگی‌شان تغییر زیادی نمی‌دهند، چرا که همیشه می‌ترسند حاشیه امنیت و راحتی خودشان را از دست بدهند.
 
 
عادت دوم: آنها قبل از اینکه فکر کنند، عمل می‌کنند!

آنها براساس تصمیم‌های غریزی، آنی و تکانه‌ای عمل می‌کنند! مثلا اگر چیزی را ببینند که خوش‌شان بیاید و چشم‌شان را در نگاه اول بگیرد بدون لحظه‌ای درنگ آن را می‌خرند. حتی خیلی چیزهای به درد نخور و بی‌ربط با زندگی‌شان. بعد یک چیز بهتر را می‌بینند و شروع می‌کنند به ناله و نفرین و چانه زدن برای دست آوردن آن. اگر به دست‌اش بیاورند زود از یادش می‌برند و اگر به دست‌اش نیاورند زمان زیادی را صرف غم و اندوه ناشی از آن می‌‌کنند. اکثر وقت‌ها درباره‌ آینده فکر نمی‌کنند و با این حال فکر می‌‌کنند فردا موقعیت بهتری از امروز خواهند داشت. درباره نتایجی که به دست خواهد آمد، نظری ندارند. عمدتا از زندگی زناشویی‌شان لذت نمی‌برند. گاهی دست به اعمال خلاف – چه تخم‌مر‌غ‌دزدی و چه شترمرغ دزدی- می‌زنند و جالب اینکه همه این کارها را در تصورات‌شان، مطلوب می‌بینند.
 

عادت سوم:خیلی بیشتر از آنکه گوش بدهند، حرف می‌زنند!

انگار می‌خواهند یک «شومن» باشند و خودشان را مدام توی بحث‌هایی درباره قهرمانان زندگی‌شان و گروه‌ها و دسته‌هایی که دوست دارند، می‌اندازند و در این راه از دروغ گفتن هم ابایی ندارند اما اکثر مواقع حرف‌هایی که می‌زنند با توجه و استقبال دیگران روبه‌رو نمی‌شود. وقتی کسی به آنها نصیحتی می‌کند، گوش‌های‌شان را می‌بندند و چیزی نمی‌شنوند، چرا که آن‌قدر مغرورند که نمی‌خواهند اشتباه‌شان را قبول کنند. در تصور خودشان، خیلی هم با فهم و کمالات هستند. آنها توصیه‌های دیگران را رد می‌کنند چون احساس می‌کنند اگر به حرف دیگران گوش بدهند، رتبه و منزلت‌شان پایین می‌آید.
 
 
عادت چهارم: آنها راحت تسلیم می‌شوند

آدم‌های موفق از ناموفق‌ها و شکست‌خورده‌ها به عنوان پله‌هایی برای بالا رفتن استفاده می‌کنند. اما جواب اینکه چگونه این افراد را شناسایی می‌کنند و پل موفقیت‌شان را از ناکامی آنها می‌سازند این است که ناموفق‌ها اکثرا در کاری که انجام می‌دهند یا صلاحیت ندارند یا استعداد و چه نشانه‌ای واضح‌تر از نشان آدمی که چیزی در آستین برای رد کردن ندارد؟!
 
آدم‌های ناموفق در شروع هر کاری سعی و تلاش نشان می‌دهند اما چیزی نمی‌گذرد که همه شور و شوق‌شان را از دست می‌‌دهند. مخصوصا وقتی با اشتباهی از خودشان روبه‌رو می‌شوند. به محض این اتفاق، کارشان را ترک می‌کنند و دنبال کار دیگری می‌گردند. البته اتفاقی نمی‌افتد؛ چون باز همان داستان و همان نتیجه تکرار می‌شود. آدم‌های ناموفق پافشاری خاصی در دنبال کردن رویاها و کارهایی که دوست دارند انجام بدهند، ندارند.
 
 
عادت پنجم: آنها حسودند و سعی می‌کنند دیگران را پایین‌تر از خودشان نگه دارند

آنها حسودند! خودشان را در موفقیت‌های دیگران سهیم می‌بینند و دیگران را سهیم در شکست‌های‌شان و به جای اینکه کار و تلاش‌شان را بیشتر کنند شروع می‌کنند به شایعه‌سازی و زیر‌آب‌زنی دیگران و با این کار سعی می‌کنند دیگران را از معرکه به در کنند و جای آنها را بگیرند. هر چند گاهی آنها در این کار موفق به نظر می‌رسند اما چیزی که کاملا واضح است ناموفق بودن آنها است و احساس غرور کاذب‌شان! آنها حتی اگر در زمینه‌ای خوب باشند و صاحب استعداد و توانایی، به شما هیچ کمکی نمی‌کنند.
 
 
عادت ششم: آنها وقت‌شان را زیاد هدر می‌دهند

آنها نمی‌دانند فردا چه کاری باید انجام بدهند و گاهی فقط می‌خورند و مهمانی می‌روند و می‌گردند و تلویزیون نگاه می‌کنند و از آن بدتر، خیلی از آنها هیچ کاری نمی‌کنند و هیچ فکری هم برای آینده در سرشان ندارند. این شاید برای مدت‌زمان کوتاهی آزاردهنده نباشد و حتی یکی از روش‌های آرامش‌بخش (ریلکسیشن) به حساب بیاید اما اگر می‌خواهیم موفق باشیم، باید زمان‌مان را مدیریت کنیم و به نحو مطلوبی بین کار و سرگرمی‌های خودمان تعادل ایجاد کنیم.
 
 
عادت هفتم: آنها راحت‌ترین و بی‌دردسرترین راه را انتخاب می‌کنند

اگر دو راه برای انتخاب کردن وجود داشته باشد، آدم‌های ناموفق راهی را انتخاب می‌کنند که راحت‌تر است؛ حتی اگر این راه منفعت کمتری داشته باشد. آنها نمی‌خواهند به هیچ عنوان به خودشان کمی زحمت بدهند؛ در حالی که یک زندگی خوب می‌خواهند. نکته‌ای که این آدم‌ها نمی‌دانند این است که هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت! و هیچ چیزی بدون تلاش به دست نمی‌آید (البته در 99 درصد موارد) و اگر همین آدم‌ها کمی، فقط کمی، برای خودشان و در راه خودشان فداکاری کنند زندگی‌شان خیلی‌بهتر می‌شود. در مقابل، زندگی خوب آدم‌های موفق بنا می‌شود بر استمرار و خطا! آنها ثابت‌قدم هستند و در راه رسیدن به هدف‌های‌شان تسلیم نمی‌شوند. آنها خطا می‌کنند اما آنها را تکرار نمی‌کنند و از میان خطاهای‌شان، نکته‌های مثبت را بیرون می‌آورند.


چگونه برنامه ریزی کنیم ؟

برنامه ریزی چیست؟ چرا اهمیت دارد؟ اصول آن کدامند؟ لوازم آن چیست؟

یکی از تفاوت های اساسی میان انسان و حیوان این است که حیوان فقط در زمان حال زندگی می کند و انسان در سه زمان: گذشته، حال و آینده . گذشته محمل تجارب است، حال منزلگاه تصمیم گیری است، و آینده سکوی رشد و ارتقاء . انسان با تجزیه و تحلیل رویدادهای گذشته، دست به برنامه ریزی زمان حال می زند و آینده را رقم می زند .

متخصصان برنامه ریزی می گویند:

نگرش انسان نسبت به آینده باید از زاویه ی سه افق صورت گیرد: افق باز; افق دور و افق روشن .

افق باز: افق باز ضامن مانور فکری آدمی نسبت به مصالح و مسائل پیرامونی و یکی از عوامل دوری آدمی از اندیشه های محدود و برنامه های جزئی نگری است . هر انسانی که از افق باز بهره مند است، در برابر معادلات زندگی، به صورت خطی نمی اندیشد; بلکه نگرش او حالت شبکه ای و گسترده دارد و راه حل های مختلف را فقط از زاویه یک راه نمی بیند و به اصطلاح پژوهشگران، به ورطه تک سبب بینی نمی افتد، لذا راه های مختلف را آزمایش می کند . افق باز روش مؤثری در نگرش است و در همه فعالیت های هدفمند به کار می آید .

افق دور: یکی از خصلت های ممتاز انسان، خصلت دور اندیشی! (Proridence) است . افق دور در نگاه و نگرش آدمی، ضامن شفاف شدن ابهامات آینده است و تصمیمات آتی را رقم می زند . افراد دور اندیش در مقایسه با دیگران، تصویری شفاف تر در مسائل، رفتارها، عکس العمل، رویدادها و اتفاقات دارند .

افق روشن: بهره مندی انسان از زاویه روشن و کم ابهام، با استفاده از دو افق قبلی میسر است . افق روشن محصول دو افق دور و باز است . افق روشن میوه انسان در اصل برنامه ریزی بهینه و کارآمد برای آینده در حال اتفاق است .

محصول این سه افق، بحث شناخت (Recognation) است . بنابراین سه افق، اساس برنامه ریزی عبارت است از:

1 . خودشناسی .

2 . جهت بخشی فعالیت ها .

3 . بهبود کیفیت زندگی در ظرف زمان .

تا شناخت موجود نباشد، ضمانتی برای آینده وجود ندارد .

می توان آینده را به زمان حال منتقل نمود، یعنی می توان زمینه ساختن پله های آینده را در زمان حال بررسی نمود و آن ها را شکل داد .

تعداد بسیار اندکی از مردم وقت کافی در اختیار دارند . همه از کمبود وقت می نالند . طبق تخمین ها و برآوردهای انجام شده، حدود 30 الی 40 درصد توان انسان ها به کار گرفته می شود و محاسبات نشان می دهد که افراد 60% از زندگی کاری شان را حرام می کنند . بیشتر وقت ها، انرژی ها، توانایی ها و استعدادها به هدر می روند، چون شناخت کافی وجود ندارد، هدف ها روشن نیست و برنامه ریزی ها و اولویت گذاری ها دقیق نمی باشد .

عمر ما محدود است . ما یک بار فرصت زندگی کردن داریم . امروزه طبق محاسبات انجام شده، یک انسان با امید به زندگی طولانی، حداکثر 000/200 ساعت از زمان را، به عنوان وقت قابل استفاده، در اختیار دارد .

استفاده از سرمایه عمر: استفاده بهینه و بهتر از «زمان » محدود و ارزشمند، تنها از طریق برنامه ریزی و «مدیریت زمان » که هوشیارانه، مستمر و پایدار تدوین شده باشد، فراهم می شود . مدیریت زمان که در واقع، همان برنامه ریزی است، به معنای تسلط و کنترل بر فرصت ها و جهت دادن به فعالیت هاست .

برنامه ریزی فرصت ها: برای طراحی برنامه مناسب جهت استفاده از فرصت ها، لازم است که هر فرد شبانه روز خود را به سه بخش تقسیم نماید:

بخش اول: صبح تا ظهر

بخش دوم: بعد از ظهر

بخش سوم: شب

هر کدام از این بخش ها را دو قسمت کرده و هر قسمت را به فعالیت های دو ساعته تقسیم کرد .

بهتر است فعالیت های علمی، اجرایی، شغلی و تفریحی خود را در قالب این زمان ها تعریف کنیم و هر قسمت را بین یک الی یک و نیم ساعت و حداکثر تمام شش قسمت را در 9 ساعت تقسیم نماییم . افراد شاغل یا در حال تحصیل ممکن است کل صبح یا بعد از ظهر یا صبح و بخشی از بعد از ظهر را به شغل و تحصیل خود اختصاص دهند . آن ها روی وقت باقیمانده می توانند برنامه ریزی نمایند .

با این تقسیم بندی، در هر هفته ما می توانیم 42 قالب زمان را احیاء کنیم و فعالیت های خود را در قالب آن تعریف کنیم و اگر این قالب ها یک ساعتی باشند، باز هم در هر شبانه روز 18 ساعت از 24 ساعت آزاد خواهد ماند; یعنی با احتساب این که 2 ساعت صبح، 2 ساعت عصر و 2 ساعت شب را برای فعالیت های علمی، پژوهشی، تالیفی و مطالعه و . . . خارج کرده باشیم، باقیمانده هر روز 18 ساعت و در هفته 126 ساعت آزاد خواهد ماند . لذا می بینیم که در هفته، چقدر ما زمان را قربانی و فدا کرده ایم . و این یعنی ذبح زمان! یعنی نابودی فرصت ها؟

سرمایه عمر آسان به کف نیامده است، که آسان از دست رود . برنامه ریزی کمک می کند که به فعالیت های خویش، نظام یافته بنگریم و این نکته را مد نظر داشته باشیم که:

«زمان در عصر ما، ساعت ها و روزها و هفته ها نیست; بلکه زمان، با دقیقه و ثانیه و لحظه مورد بحث و بررسی قرار گرفته و فعالیت ها در قالب آن تعریف می شوند» ، حال اینکه در جامعه ما، دیدگاه ساعتی به زمان هم کمیاب است .

یک جوان پشت کنکوری رشته ریاضی سؤال های متعددی از من پرسید . از او سؤال کردم: چند وقت دیگر به کنکور باقی مانده است؟ او پاسخ داد: 75 روز، یعنی 1700 ساعت که با ساعت های باقیمانده امروز تا شب که 11 ساعت است، می شود 1711 ساعت .

ضمن تشویق، به نگرش او آفرین گفتم و اضافه کردم: انشاء ا . . . از این به بعد، زمان را در قالب دقیقه و ثانیه ببین و بنگر چه فرصت هایی داری و چه فرصت هایی را هر روز ما از بین می بریم .

باید در «امروز» ، پس فرداها را دید و ماه های بعد را به تصویر کشید، حتی سال آینده را در قالب زمان حال به تماشا نشست .

بعد از شهادت آیت ا . . . دکتر بهشتی، که به وقت تقویم ایشان نگریستند، فهمیدند که او برنامه ریزی خود را تا 6 ماه آینده ترسیم کرده بود .

از آنجا که قصدمان این است که سخن به درازا کشیده نشود پیش در آمد این مقاله را در اینجا به پایان می رسانیم و امیدواریم که در فرصت های دیگر ادامه بحث را در خصوص:

سارقین زمان;

برنامه ریزی زخمی;

برنامه ریزی بیولوژیک;

تکثیر زمان تا 2 برابر

و غیره . . . ادامه دهیم

منابعی برای مطالعه بیش تر:

1 . مدیریت برتر زمان، راجیوستی، ترجمه نازلی سید گرگانی .

2 . چگونه برنامه ریزی کنیم، کیت کنان، ترجمه قاسم کریمی .

3 . مدیریت زمان، لوتارجی بسی ورت، ترجمه منصور توکلی نیا .

پدیدآورنده: دکتر حسین خنیفر 


کودکان خلاق

Ketabe_Koodak_23.jpg

خلاقیت قابلیتی است که در همگان وجود دارد اما نیازمند پرورش و تقویت می‌باشد تا به سر حدشکوفایی برسد. فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد. خلاقیت عبارت است از « توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شکستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فکر کردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شکل های جدید.» می توان نتیجه گرفت که خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند.

 

خانواده یکی از عوامل بسیار مهم در رشد و پرورش خلاقیت کودکان محسوب می گردد که نقش مهمی در شکوفایی خلاقیت های  کودکان  دارد. از آنجا که کودک حساسترین مراحل رشد خلاقیت را در محیط خانه سپری می‌کند، محیط مناسب خانوادگی، شیوه و نگرش‌های صحیح فرزندپروری در رشد و شکوفایی خلاقیت سهم مهمی ایفا می‌کند. « کلیگان » ( 1971 ) معتقد است برای ظهور خلاقیت راههای زیادی در شیوه‌های فرزندپروری وجود دارد که می‌تواند باعث ظهور یا محو خلاقیت شود. نحوه تربیت و استفاده از شیوه‌های دموکراتیک یا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شیوه ابراز محبت هر کدام به نوعی در پرورش یا سرکوب خلاقیت کودکان مؤثر است. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند. بیان این نکته از آن روست که بگوییم هر چند می توان در محیطی غیر از خانواده (آموزشگاه یا جایی دیگر) به تقویت عناصر انگیزشی خلاقیت مبادرت ورزید، اما تاثیر این عوامل به اندازه و اهمیت عامل نخستین نیست. پس بهتر است که هدایت­ها و روش­های اتخاذ شده محیط دوم یعنی «محیط یادگیری» به محیط نخستین یعنی خانواده نیز انتقال یابد و در آنجا هم مورد تمرین و تقویت قرار گیرد؛ این انتقال زمینه­های تثبیت و تحکیم انگیزش خلاقه را بیش از پیش فراهم آورد.

 

در واقع والدین از طریق درگیر شدن در فعالیتهای خلاق کودک در رشد خلاقیت او سهیم هستند. خانواده ها باید فرصتهای لازم را برای سؤال کردن، کنجکاوی و کشف محیط به کودکان بدهند و هرگز آنان را تنبیه و تهدید نکنند. زمینه رشد خلاقیت در خانه زمانی فراهم می شود که به کودکانتان آزادی زیادی بدهید و به آنها به عنوان یک فرد احترام بگذارید، از نظر عاطفی در حد اعتدال به آنها نزدیک شوید و بر روی ارزشهای اخلاقی و نه قوانین خاص تأکید نمایید. محیط خانه را به صورتی درآورید که در آن فعالیت، بازی و خنده به مقدار زیادی وجود داشته باشد. شما و کودکانتان سعی نمائید کارها را به روش های جدید و جالب انجام دهید. با تشویق و تأیید رفتار کودک و فراهم آوردن زمینه های مساعد و تدارک بازیهای دلخواه او، قدرت تخیل و خلاقیت کودک را تقویت کنید. خیالپردازیهای کودکان را سرزنش نکنید زیرا خلاقیت او را محدود می سازید. 

 

تحقیقات نشان می دهد که والدین  کودکان خلاق در رفتار خود هماهنگی  بیشتری نشان می دهند، کودکان خود را آنگونه  که هستند قبول دارند و آنها را  به کنجکاوی درباره اشیاء  و امور تشویق می  کنند و کودکان خود  را در انتخاب  موضوعات مورد علاقه  آزاد می گذارند و کارها و برنامه های آنان را تحت  نظر دارند و پی گیری می  کنند. شایسته  است والدین  تا آنجا  که امکان دارد کودکان  خود را مستقل بار آورده و در ایجاد اعتماد به نفس، آنان  را یاری کنند  و دستاوردهای آنان را با آغوش باز پذیرا  شوند و هنگام شکست، به جای سرزنش، راهنما و راهگشای مشکلات  کودکان خود باشند، تا کودکان بتوانند ضمن  احساس ارزشمندی در انجام کارها، راه حل ها و عقاید غیر معمول و دور از ذهن  را نیز بیازمایند، چراکه چنین  کارهایی پایه و مایه اصلی خلاقیت است.

 

اغلب  اوقات اگر کمی  وقت و حوصله  کنیم  متوجه وجود خلاقیت در بچه ها می شویم. بهترین زمان برای اطلاع از خلاقیت کودکان ، تماشای آنها به هنگام بازی  است. خلاقیت عامل مهم بازی است. کودک را در حالی که آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازیهایش  سرگرم بازی است تماشا کنید. کودکان خلاق اغلب برای هر یک  از وسایل بازی خود  موارد استفاده متفاوتی پیدا می کنند و قبل از اینکه  از وسیله ای  به سراغ وسیله دیگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده می نمایند. کودک خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشکال  مختلف و گاه حیرت انگیز  استفاده می کند.ممکن است  یک جعبه خالی برای کودک خلاق  ارزشی به مراتب بیش  از بهترین و پیچیده ترین اسباب بازیها داشته باشد. کودکان خلاق می توانند با توجه به موقعیت و مکان خاص بازی را تغییر دهند، بازیهای جدید ابداع کنند، مقررات خاصی وضع کنند، رهبری بازی را در دست گرفته و با سازمان بندی منسجم په به صورت فردی و چه به صورت گروهی بازی کنند. بازی این گونه افراد از تنوع و گوناگونی آکنده بوده و می توانند با توجه به علایق خود و بازی کنان هدفهای بازی را اعمال کنند. در مقابل کودکانی که از خلاقیت بی بهره بوده و یا خلاقیت کمی دارند در بازی ها نقش پیرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعایت کامل مقررات بازی می دانند، تخطی از قوانین را جایز نشمرده و بازی را بیشتر به عنوان وظیفه و کار تلقی می کنند تا وسیله ای برای رشد، بنابراین سهم آنها از لذت بازی کمتر از کودکان خلاق است.

 

ویژگیهای کودکان خلاق:

1. کودکان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف می زنند. ذکر جزییات یک ماجرا  و به تفضیل سخن گفتن  می تواند نشانه قدرت  خیال و تصور زیاد باشد.

2. دقت و توجه شدید در گوش  دادن، مشاهده کردن یا انجام دادن  کاری دارند.

3. شور و نشاط و مشغولیتهای  شدید جسمانی دارند. 

4. در صحبتهای خود از قیاس استفاده می کنند.

5. عادت به وارسی منابع مختلف دارند.

6. با دقت به اشیا و پیرامون خود می نگرند.

7. اشتیاق به صحبت کردن درباره کشفیات با دیگران دارند.

8. توانایی ابداع بازیهای جدید و تغییر در بازیها دارند.

9. کنجکاوی زیادی برای سردرآوردن از امور دارند.

10. در گفتار خود جسارت زیادی دارند.

11. سئوالات عجیبی طرح می نمایند.

 

انگیزه و خلاقیت کودک در محیط خانواده زمانی از بین می رود که :

1- تاکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه کودک

2- ایجاد رقابت میان کودکان

3- تاکید افراطی بر جنسیت کودک 

4- قرار دادن قوانین خشک و دست و پا گیر در منزل

5- عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

6- انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

7- بیهوده شمردن تخیلات کودک

8- عدم شناسایی علائق درونی کودک

9- عدم وجود حس شوخ طبعی در محیط منزل

10- تحمیل نقش بزرگسال به کودک

 

برای افزایش خلاقیت کودکان باید:

1. هرگز کودک را تحقیر نکنیم. کودکی که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقیّت نمی‌زند. 

2. محیطی مناسب برای انجام کارهای خلاق آنها فراهم نمایید.

3. امکانات و وسایلی در اختیار آنها قرار دهید تا به کمک آنها خلاقیت های خود را ابراز نمایند. به عنوان مثال وسایل موسیقی، نقاشی و طراحی و ...

4. کارهای خلاق کودکان را تشویق کنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری کنید.

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام کارهای خلاق بپردازید و اجازه دهید کودکان شما شاهد کارهای خلاق تان باشند.

6. به شیوه های آموزشی در خانواده خود توجه داشته باشید.

7. برای کارهای خلاق دیگران ارزش قائل شوید.

8. از تأکید بر تصورات قالبی در خصوص جنسیت کودکان شدیداً خودداری نمایید. ( به عنوان مثال دختر ماشین بازی نمی کند، پسر عروسک بازی نمی کند یا پسر گریه نمی کند.)

9. امکان شرکت در فعالیت ها و کلاسهای ویژه را برای آنان فراهم نمایید.

10. اگر مشکلات یا گرفتاریهای در خانواده وجود دارد از آن مشکلات به شیوه مثبتی استفاده کنید و با تشویق به کودک خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهید.

11. توجه داشته باشیید که استعداد فقط سهم کوچکی از خلاقیت است و تمرین و نظم بخشیدن به آن از اهمیت بیشتری بر خوردار است.

12. اجازه بدهید کودک خودش باشد حتی اگر رفتارهای عجیب از او سر بزند و سعی کنید در حضور جمع کودک خود را خلاق معرفی نکنید؛ در غیر این صورت اطرافیان انتظارات بیش از حدی از کودک شما خواهند داشت.

13. با کودک خود شوخ طبع و مهربان باشید.

 

منابــــع:

1. برات، نگین. ( 1382، 29 مهر ). خلاقیت و یادگیری در کودکان. همشهری، ص 19.

2. پیرخائفی، علیرضا. ( 138۲). خلاقیت و هوش ( مبانی نظری و پژوهشی ). تهران: انتشارات مهربرنا.

3. سلیمانی، افشین. ( 1381 ). کلاس خلاقیت. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

4. گریوز، گارگیلو، اسلادر. ( 1379 ). خلاقیت (شناخت  ویژگی های کودکان  و برخورد مناسب  با آنها )( ترجمه مهدی قراچه داغی ). تهران: پیک بهار.

5. مهجور، رضاسیامک. ( 1383 ). روان شناسی بازی. تهران: انتشارات ساسان.


http://www.ketabekoodak.com/index.php?mood=page&inner=true&pages=40426





۴۰ عادت آدمهای موفق


از همین امروز با عادت های بد خودتان خداحافظی کنید و به عادت های خوب آدم‌های موفق سلام کنید

کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه ای است. در 25 سال گذشته، او با کارهایش به عنوان یک کارشناس حرفه ای موفقیت در حوزه های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش های مهم کتاب های کمکی که تا به حال خوانده ام و تجربه هایی که در زندگی ام داشته ام را به صورت 40 نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هایی که در سطح جهانی فروخته می شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.آ» حالا این شما و این هم 40 توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.

1) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

2) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

3) روی راه حل ها تمرکز می کنند.

4) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

5) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.

7) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.

8) سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.

9) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.

10) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.

11) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.

12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.

13) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

14) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.

15) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.

16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.

17) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

18) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.

19) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.

20) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.

21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.

22) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.

23) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.

24) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.

25) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

26) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.

27) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.

28) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

29) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.

30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.

31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.

32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.

33) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.

34) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

35) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.

36) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

37) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.

38) وقت شان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترل شان خارج است صرف نمی کنند.

39) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.

40) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.



خواص بی نظیر کرفس


یک متخصص تغذیه با تاکید بر اینکه کرفس یکی از پرخاصیت‌ترین سبزی‌ها به شمار می‌آید، گفت: برگ کرفس حاوی مقدار قابل توجهی پیش‌ساز ویتامین A است و ساقه آن نیز منبع ویتامین‌های B، B1، B6 و ویتامین C و نیز پتاسیم، اسید فولیک، کلسیم، منیزیم، آهن، فسفر، سدیم و چند نوع از اسیدهای آمینه ضروری است.

دکتر منصور رضایی در گفت و گو با شبکه ایران افزود: کرفس و محتویات آن به هضم و جذب مواد غذایی در بدن کمک می‌کند و آب کرفس به علت داشتن املاح و ویتامین‌ها و نیز فیبر با کیفیت بالا از بروز یبوست جلوگیری کرده و حرکت روده‌ها را تنظیم می‌کند.

به گفته وی، مصرف مقداری کرفس به همراه وعده‌های غذایی می‌تواند موجب بالارفتن قدرت هضم و جذب غذا شده و مقدار زیادتری از مواد غذایی موجود در رژیم غذایی را از طریق جدار روده وارد سیستم خون و لنف کرده تا در سوخت و ساز پیچیده آنها در سلول‌ها موثر باشد.

این متخصص تغذیه و رژیم‌درمانی ادامه داد: کرفس به علت داشتن پتاسیم فراوان خاصیت ازدیاد ادرار و دفع مواد زائد از سوخت و ساز غذا در بدن را دارد و از طریق کلیه‌ها میزان مایعات موجود در بدن را تنظیم می‌کند.

دکتر رضایی بر این باور است که هورمون‌های گیاهی موجود در کرفس به همراه روغن‌های ضروری آن نه تنها طعم معطری به کرفس می‌دهند، بلکه در کنار بقیه املاح و ویتامین‌ها کرفس را به معجونی تبدیل می‌کند که در حقیقت می‌تواند داروی هر دردی باشد.

وی عنوان کرد: این سبزی در تمیزکردن کبد و کلیه و کیسه صفرا بی نظیر است و از بروز سنگ کلیه و کیسه صفرا جلوگیری می‌کند.

رئیس اداره تغذیه بیمارستان دکتر مسیح دانشوری با تاکید بر اینکه کرفس یکی از پرقدرت‌ترین داروهایی است که ناهنجاری‌های جنسی را درمان می‌کند، گفت: این سبزی پرخاصیت در ازدیاد ترشح صفرا موثر بوده بنابراین در سوخت و ساز کلسترول خون نیز عملکردی چشمگیر دارد.

دکتر رضایی اضافه کرد: آب کرفس از بروز و پیشرفت سرطان پیشگیری می‌کند، زیرا این سبزی حاوی هشت گروه از مواد ضد سرطان است و از پیشرفت سلول‌های سرطانی در بدن و به وجودآمدن غده‌های دیگر جلوگیری می‌کند.

به اعتقاد وی، کرفس و آب کرفس میزان کلسترول خون را کاهش می‌دهند و در نتیجه سبب سلامتی و بهزیستی قلب و عروق می‌شوند.

این متخصص تغذیه اظهار کرد: اشخاصی که کرفس می‌خورند کمتر به خوردن مواد قندی و شیرین گرایش پیدا می‌کنند به دلیل آنکه طبیعت این سبزی به علت تمام نعمت‌های موجود در آن بر روی هورمون اشتها و گرایش به مواد قندی اثر گذاشته و در نهایت از زیاد شدن وزن بدن جلوگیری می‌کند.




      قالب ساز آنلاین