این شعر بر اساس این تصویر سروده شده است

یک آسمان پرنده که در پرنیان ابر
نرم و سبک به سوی خدا بال میزنید
درد عمیق سینه این کوه خفته را
با یک نفس صدای حزین داد میزنید
قلب اسیرکوچک و تنهای یک هزار (بلبل)
در سینه قفس به شما فکر می کند.
با یاد پر زدن به هوای وصالتان
با خاطرات و یاد شما ذکر می کند.
ای کاش در اوج و عروج بلندشان
یادی از این پرنده بی کس کند کسی
یادی ازاین مهاجر محبوس در قفس
در خانه خرابه ی کرکس کند کسی
صهبانا (سعید پونکی ) اسفند 1389