وصیت

وصیت

آنچه دوست دارم فرزندانم بدانند
وصیت

وصیت

آنچه دوست دارم فرزندانم بدانند

چهار واژه کوچک اما قدرتمند




چهار واژه کوچک اما قدرتمند: بیاموزید، بکوشید، تحمل کنید، اهمیت بدهید
چهار واژه که زندگی را ارزشمند می‌کنند در طول سالیان هم‌چنان که من در جست‌وجوی ایده‌ها، اصول و راهبردهائی برای چالش‌های زندگی بوده‌ام، به چهار واژه ساده برخورده‌ام که می‌توانند زندگی شما را ارزشمند کنند.
۱) زندگی ارزشمند است اگر بیاموزید: آن‌چه نمی‌دانید به شما آسیب می‌رساند. برای ادامه حیات و کسب موفقیت باید بیاموزید. زندگی ارزشمند است اگر شما از تجربه‌هایتان چه مثبت، چه منفی بیاموزید. گاهی ما کار اشتباهی می‌کنیم، اما بعد می‌آموزیم تا آن را درست انجام دهیم، می‌توانیم آن را منفی مثبت بنامیم. از تجربه دیگران، هم می‌توانیم بیاموزیم. خیلی بد است که شکست خورده‌ها همایش برگزار نمی‌کنند شاید چون ما نمی‌توانیم به آنها پولی پرداخت کنیم آنها چنین کاری نمی‌کنند. اما مطمئناً آنها اطلاعات ارزشمندی دارند. ما می‌توانیم از آنها بیاموزیم که چه‌طور یک نفر همه چیزش را به باد فنا می‌دهد. آموختن از تجربه‌ها و اشتباهات دیگران اطلاعات باارزشی است زیرا می‌توانیم بدون تلاش کردن و شکست خوردن، بیاموزیم که چه کار نکنیم.
ما از آن‌چه می‌بینیم، می‌آموزیم، پس با دقت ببینید. ما از آن‌چه می‌شنویم، می‌آموزیم، پس شنونده خوبی باشید. اما پیشنهاد می‌کنم که شنونده گزینشی باشید، به هیچ‌کس اجازه ندهید زباله‌هایش را در کارگاه روان شما خالی کند.
ما از آن‌چه می‌خوانیم می‌آموزیم، پس از هر منبعی بیاموزید؛ از سخنرانی‌ها بیاموزید؛ از ترانه‌ها بیاموزید؛ از موعظه‌ها بیاموزید؛ از گفت‌وگو با افراد ارزشمند بیاموزید. پیوسته در حال آموختن باشید.
۲) زندگی ارزشمند است اگر بکوشید: شما نمی‌توانید فقط بیاموزید؛ اکنون باید دست به کاری بزنید تا ببینید آیا می‌توانید انجامش دهید. بکوشید تا تفاوتی ایجاد کنید، بکوشید تا پیشرفت کنید، بکوشید تا مهارتی تازه بیاموزید، بکوشید تا ورزشی جدید بیاموزید نه این‌که شما می‌توانید هر کاری را انجام دهید، اما مسلماً خیلی چیزها هست که می‌توانید انجام دهید به این شرط که تمام تلاش خود را بکنید.
۳) زندگی ارزشمند است اگر تحمل داشته باشید: شما باید از بهار تا فصل برداشت تحمل داشته باشید. اگر برای یک روز یا برای یک مسابقه یا یک پروژه دست به کار شده‌اید، تا آخرش بروید. گاهی فاجعه‌ای رخ می‌دهد و بهتر است که کار را فیصله دهیم. اما کار را نیمه‌کاره رها نکنید. شاید در پروژه‌ بعدی موفق شوید، ولی در این یکی، اگر دست به کار شده‌اید تا آخرش را بروید.
۴) زندگی ارزشمند است اگر اهمیت بدهید: اگر تا حدودی اهمیت بدهید، به نتیجه می‌رسید. اگر به اندازه کافی اهمیت بدهید، نتایج باورنکردنی‌ای می‌گیرید. به اندازه کافی اهمیت بدهید تا تفاوتی ایجاد کنید، به اندازه کافی اهمیت بدهید تا تجارتی را شروع کنید؛ به اندازه کافی اهمیت بدهید تا به کلی دگرگون کنید؛ به اندازه کافی اهمیت بدهید تا بهترین تولیدکننده باشید؛ به اندازه کافی اهمیت بدهید تا رکوردی ثبت کنید و به اندازه کافی ا همیت بدهید تا ببرید.
با چهار واژه کوچک، اما قدرتمند: بیاموزید، بکوشید، تحمل کنید و اهمیت بدهید، چه تفاوتی می‌توانید در زندگی خود ایجاد کنید؟
مجله موفقیت

آن را ببوس و بگذار کنار!


مردی از روی شدت عصبانیت بر چهره بودا تف کرد. او یک برهمن بود و سخنانی که بودا بر زبان رانده بود، سخت کاهنان را برآشفته بود. بودا چهره اش را پاک کرد و از آن مرد پرسید: «آیا حرف دیگری هم برای گفتن داری؟» آنادا، شاگرد بودا، به شدت عصبانی شد. او چنان غضبناک بود که از بودا درخواست کرد: «اجازه دهید حقش را کف دستش بگذارم. زیادی گستاخی می کند! من تحمل آن را ندارم.»
بودا گفت: «اما او که بر صورت تو تف نینداخت. صورت، صورت من است.ثانیاً، درست به این مرد نگاه کن! ببین در چه تنگنای بزرگی قرار دارد-خوب به صورتش نگاه کن! با او احساس همدردی کن! او می خواهد چیزی را به من بگوید، ولی کلمات از بیانش عاجزند. این مشکل من هم هست، مشکل تمام طول عمرم- و این مرد را دچار همین وضعیت می بینم! دلم می خواهد چیزهایی را که به آن رسیده ام بازگویم، ولی نمی توانم، زیرا زبان از گفتنش قاصر است. این مرد هم در همین مخمصه گرفتار است: او چنان خشمگین است که هیچ واژه ای، هیچ عملی، نمی تواند خشمش را بیان کند- درست مثل من که چنان عاشقم که هیچ واژه ای، هیچ عملی، نمی تواند آن را بیان کند. من مشکل این مرد را می فهمم-خوب نگاه کن!»
آن مرد نمی توانست چیزی را که شنیده است، باور کند. او بسیار غافلگیر شده بود. اگر بودا با مشتی بر صورتش جوابش را می داد و یا آنادا به جانش می افتاد، آنقدرها جا نمی خورد. دیگر جایی برای یکه خوردن باقی نمی ماند، همه چیز قابل انتظار می بود. چنان واکنش طبیعی می بود. اما بودا به حالش دل سوزاند، مشکلش را درک کرد…
آن مرد راهش را گرفت و رفت، اما شب نتوانست چشم برهم بگذارد. او درباره وقایع آن روز سخت به فکر فرورفت و چند و چون قضایا را سبک-سنگین کرد و بعد احساساتش شدیداً جریحه دار شد و تازه به خطای خود پی برد. زخمی در دلش دهان باز کرد.
او صبح زود سراسیمه خود را به بودا رساند، به پایش افتاد و برپاهایش بوسه زد و بودا رو به آنادا کرد و گفت: «نگاه کن، دوباره همان مشکل!اکنون او برایم شدیداً احساس دلسوزی می کند و از بیان این احساس در قالب واژه ها عاجز است. او پاهایم را لمس می کند. انسان چنین عاجز و درمانده است. هر احساسی، بیش از حدش قابل انتقال از طریق واژه ها، نیست. باید حرکات یا اشاراتی یافت که برآن دلالت کند.نگاه کن!»
و آن مرد شروع کرد به گریه کردن و گفت: «قربان، مرا عفو کنید، من بی اندازه متاسفم. انداختن آب دهان به مرد شریفی چون شما حماقت محض بود.»
بودا گفت: «فراموشش کن! دیگر نه آنکه بر او آب دهان انداختی، هست و نه آنکه آب دهان انداخت. تو آدم تازه ای هستی. من هم آدم دیگری هستم!نگاه کن! این خورشید که در حال طلوع است، تازه است. همه چیز تازه است. دیروز دیگر وجود ندارد. آن را ببوس و بگذار کنار! و من چطور می توانم عفو کنم؟ چون تو هیچوقت برروی من آب دهان نینداختی. تو برکسی آب دهان انداختی که در گذشته است.»
زندگی دوست داشتنی

اگر می‌خواهید جذاب باشید...


همهٔ ما علاقه‌مندیم یادمان در دلهای اطرافیان باقی باشد و این تنها با سلاح خُلق خوش حاصل می‌شود. هنگامی که به خاطرات پررنگمان با آشنایان مراجعه می‌کنیم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترین شخصیت‌ها در ذهن و رحمان می‌باشند. چنین ماندگاری در قلب‌ها آرزوی همه ماست و این مهم به دست نمی‌آید مگر آن که از رموز آن آگاه باشیم‌.
یکی از مهمترین رازهای رسیدن به آن جذابیت است و قبل از هر چیز باید بدانیم که جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌. شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یک ویژگی کاملاً اکتسابی است و به راحتی می‌توانیم صاحب آن باشیم‌:
۱ - ظاهری آراسته داشته باشید. تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند. مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌کند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.
۲ - بیشتر سکوت کنید: غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند و به خطا می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.
۳ - نرم و ملایم سخن بگویید: هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.
۴ - فرد محترمی باشید: بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند. محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.
۵ - زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید: شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌.
۶ - قاطعیت یعنی جذابیت‌: کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.
آسان بود، این طور نیست‌؟ فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ها باشید. معطل نشوید دست به کار شوید!
مجله راه زندگی

موانع موجود بر سر راه مدیریت زمان

معمولا از وقت به درستی استفاده نمی شود و موانعی وجود دارند. با برداشتن این موانع می توانید خیلی سریعتر به اهداف خود برسید.

در زندگی افراد موفق یک مشخصه مهم به چشم می خورد و آن استفاده مناسب از وقت است. براستی آیا تا بحال اندیشیده اید که باارزشترین سرمایه شما زمانی است که در اختیار دارید. فرض کنید شخصی هر روز 86400 تومان به حسابتان واریز نماید و شما فقط در آن روز اجازه خرج کردن آنرا داشته باشید ، و اگر از این پول استفاده نکردید موجودی حساب خودبخود از بین برود و روز بعد مجددا  فقط  86400  تومان در حسابتان باشد. وقت شما چنین وضعیتی دارد. در هر شبانه روز 86400 ثانیه در اختیار دارید که می توانید از آن به هر نحو دلخواه استفاده کنید. و در هر صورت آن روز تمام می شود و زمان قابل ذخیره سازی نیست. بنابرین اررزش این سرمایه بی نظیر را درک کرده و برای استفاده از آن برنامه ریزی کنید.

مدیریت زمان مهارتی است که توسط آن می توانید از وقت خود به بهترین نحو در راه رسیدن به هدفهای خود استفاده کنید. کتابهای بیشماری در این زمینه چاپ شده اند که به مفاهیم تیوری و عملی این موضوع می پردازند. به جای پرداختن به روشهای مدیریت زمان ، می خواهم در مورد رایج ترین مشکلاتی را که باعث عدم استفاده مفید از وقت می شود صحبت کنم. این نتایج را با سالها مشاهده و بررسی شرکتها ، بدست آورده ام که با خواندن آن شاید مشکل شرکت شما نیز کمتر شود.

اولین عامل که مانند سدی جلوی پیشرفت شرکتها را می گیرد ، تصورات اشتباه در مورد مدیریت زمان است. رایج ترین تصور اشتباه آن است که پرمشغله بودن نوعی استفاده مفید ازوقت است. حتی بسیار می شنوم که مدیران با افتخار می گویند که حتی برای صرف ناهار فرصت ندارند. اگر لیست کاهای روزانه شما خیلی بیشتر از زمان کاریتان است خوشحال نشوید بلکه بدانید که نیاز به مطالعه در زمینه مدیریت زمان دارید. تصور اشتباه رایج دیگر آن است که اگر چندین کار را بطور همزمان انجام دهیم بازدهی بیشتری داریم. این تصور اشتباه را آقای بیل گیتس با معرفی Multitasking  بوجود آورد. البته این روش برای کامپیوتر بسیار کارامد است ولی نه برای انسان. شما هم حتما افرادی را دیده اید که در هنگام نوشتن گزارش بر روی صفحه کامپیوتر ، با تلفن نیز قرار کاری می گذارند و هر چند ثانیه یکبار لقمه ای از ساندویچ را می بلعند. تحقیقات دانشمندان نشان داده است که در صورت عدم تمرکز ، کارایی مغز انسان به 25% کاهش پیدا می کند. یعنی اگر تهیه یک گزارش کاری در صورت تمرکز کامل 15 دقیقه وقت اشغال کند، در حالت انجام همزمان چندین کار، به یک ساعت وقت نیاز است.

عامل بازدارنده دیگر ، عدم تفویض اختیار به دیگران است. مدیران معمولا تصور می کنند هیچکس قادر نیست کارها را با سرعت و کیفیت خودشان انجام دهد. بنابرین سعی می کنند تا آنجا که ممکن است انجام کارها را بدست گیرند و خود را درگیرر موارد کم اهمیت می سازند. این طرزتفکر باعث توقف رشد مجموعه خواهد شد. تصور کنید اگر هنری فورد سعی می کرد تمامی اتومبیلها را خود مونتاژ کند ، آیا می توانست میلونها اتومبیل تولید کند!؟ تفویض اختیار مهارتی است که در صورت استفاده ، باعث رشد سریع شرکت می شود.
راز دیگری که باعث سبقت جستن از رقیبان می شود، صرف مقداری از وقت روزانه برای کارهای مهم و غیرفوری است. یکی از دوستانم از چند سال قبل در فکر راه اندازی یک وب سایت برای شرکت است، ولی هیچگاه زمان لازم را پیدا نمی کند! چون کارهای فوری تری برای انجام وجود دارند. یک مدیر موفق حداقل نیمی از زمان کاری خود را صرف برنامه ریزی و توسعه می کند. ولی اگر هرروزه درگیر کارهای روال و تکراری هستید، انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید.
تعلل ( به تعویق انداخنتن کارها ) ، بخشی جداناپذیر از سرشت آدمی است. مردان موفق با تمرین و تلاش این عادت را از خود دور کرده اند. مدیران عمل گرا بسیار سریع رشد می کنند زیرا سعی نمی کنند انجام کاری را به بهانه های مختلف به تعویق بیندازند بلکه همواره می کوشند بهانه هایی را بیابند تا کاری را عملی سازند. اگر کارمندانتان کارها را به تعویق میاندازند ، قبل از خرده گیری به آنها نحوه مدیریت خود را مورد بازنگری قرار دهید. شاید انگیزه لازم را برای آنها ایجاد نمی کنید و یا شاید توقعات شما برای کارمندان ، واضح ومشخص نیستند.                                                                                                       
آخرین مشکل که حتما باید مورد توجه قرار گیرد ، نداشتن برنامه کاری روزانه و هفتگی برای خود و کارمندان است. بسیاری از مردم وقتی صبح از خواب بیدار می شوند و می خواهند به سر کار بروند، نمی دانند چه کاری باید انجام دهند و منتظرند تا وقایع و اتفاقات ، روز کاری را شکل دهد و این یک فاجعه است. کسی که برنامه روزانه خود را نداند انگیزه بسیار کمی برای رفتن به محل کار خواهد داشت. آیا می توانید تصور کنید یک تیم فوتبال بدون هیچ طرح قبلی وارد زمین بازی شود و ببیند چه پیش می آید؟ مطمین باشید که شکست خواهد خورد. بنابرین سعی کنید برای خود و تمامی کارکنان برنامه کاری داشته باشید
پس از یاد نبرید که باارزش ترین سرمایه تان یعنی وقت در حال از بین رفتن است. از این سرمایه برای رسیدن به موفقیت استفاده کنید

نویسنده : ژان بقوسیان

۱۰ قانون جادویی برای موفقیت


برای رسیدن به موفقیت ایده آل های زندگی، باید بر سختی ها و مشکلاتی که در مسیرتان قرار می گیرد، غلبه کنید.

برخی افراد از راهنمایی مربیان جهت کسب درآمد بیشتر، یا رسیدن به مدال طلا یا انجام کارهای مهیج و فوق العاده استفاده می کنند.
مهمترین هدف برای هر فرد دستیابی به آن سبک از زندگی است که دلخواه او است. به قول این جمله معروف هنری تورو: همیشه با ضرب طبل خودتان حرکت کنید، مهم نیست که صدای آن چقدر ضعیف یا دور باشد، برای تکامل خود زندگی کنید نه برای آنچه دیگران خواهند گفت. ۱۰ قانون جادویی برای موفقیت را به کار گیرید تا موفق باشید:
۱) اهداف خود را بنویسید: اگرچه این پیشنهاد کمی تکراری و پیش پا افتاده است ولی نتایج خارق العاده خواهد داشت و سرعت شما را در رسیدن به موفقیت دو برابر خواهد کرد.
۲) توانایی های خود را نشان دهید: موفقیت در زندگی مستلزم آن است که توانایی ها را نشان دهیم، سخت کار کنیم و هر روز گام های بلندتری نسبت به دیروز برداریم.
۳) مشکلات را از میان بردارید: رمز موفقیت انسان های موفق این است که به جای آنکه مشکلات را تحمل کنند، با شکیبایی وقت خود را صرف تفکر در مورد آن کرده و آنها را یکبار و برای همیشه از میان بر می دارند.
۴) مدیریت محیط را بر عهده بگیرید: انسان های موفق به خوبی می دانند که مدیریت فضا بسیار مهم تر از مدیریت زمان است.
۵) هر روز مطالعه کنید و یک مطلب جالب و مفید بخوانید: اگر روزانه تنها ۲۰ دقیقه را به مطالعه اختصاص دهید تا انگیزه شما را تقویت کند و اطلاعات مفیدی در اختیارتان قرار دهد زندگیتان به کلی متحول خواهد شد.
۶) در دانشگاه متحرک ثبت نام کنید! به هنگام رانندگی به نوارهای جالب و انگیزه بخش، گوش کنید و ذهن خود را با بهترین اطلاعات پر کنید.
۷) از یک گروه مشاوره استفاده کنید: این گروه شامل افرادی است که شما را در رسیدن به موفقیت یاری نمایند. هر چند وقت یک بار با تشکیل جلسه با اعضای این گروه و مشورت، بخواهید که شما را راهنمایی و آموزش دهند.
۸) بر ارزش های خود تاکید کنید: مرتبا یادآوری کنید، برای شما چه چیزی مهم است، یادآوری ارزش ها، شما را به موفقیت خواهد رساند.
۹) تفریح را فراموش نکنید: با دوستان خود شاد باشید، بخندید و خوش بگذرانید این تفریحات برای شما بسیار مفید خواهد بود.
۱۰) سپاسگزار باشید: همیشه از خود بپرسید در هفته گذشته چند روز خوب داشتید؟ سعی کنید علت خوب بودن روزهایتان را پیدا کنید و بیشتر به آنها توجه کنید.
برای موفقیت از بهترین منابعی که در دسترس تان است استفاده کنید. کامیابی در چند قدمی شما است.

محبت نیازی همیشگی !



محبت، نیازی همیشگی یکی از قوانین مهم برای داشتن روابط بسیار عاطفی و زیبا این است که اگر کسی را دوست دارید، به او بگویید. اغلب به اشتباه گفته شده است: گفت وگو با طرف مقابل را تو آغاز نکن. صورتت هیچ لبخندی نداشته باشد. زمانی که تظاهر به بی علاقگی به شخصی می کنید، او هم به شما نزدیک نمی شود. در این زمان است که احساس ناامیدی فرد را فرا می گیرد و به اشتباه حدس می زند: او به من علاقه مند نیست. در حالی که خودش هیچ نشانه ای از رضایت خود را بروز نداده است. آیا زمانی که فردی به شما ابراز علاقه می کند احساس خوبی پیدا نمی کنید همه انسان ها نیازمند به عشق و محبت هستند و از پذیرفته نشدن واهمه دارند و نمی خواهند احساس شکست کنند. هر چه قلب یک انسان حساس تر باشد، به همان اندازه صادق تر است و لازم است برای یک انسان حساس و صادق با تعریف و تمجید صادقانه ای که می شود، راه باز کرد. گاهی فرد پس از ابراز تمایل و صمیمیت به فردی، متوجه رفتار متفاوتی از او می شود. در این زمان این فرد باید عقب نشینی کند و خود را کنار بکشد. افرادی که خود را دست نیافتنی نشان می دهند، فقط افراد نامناسب را جذب خود می کنند. افرادی که بیمارگونه رفتار می کنند، دنبال شخصی می گردند که علاقه ای به آنها نشان نمی دهند.
اصولاً شما با این سه دسته از افراد بسیار برخورد می کنید:
افرادی با عزت نفس پائین که فکر می کنند شما در حد آنها نیستید. اصولاً اشخاص مناسبی نیستند و با هیچ کس حتی نزدیکان خود هم رابطه خوبی ندارند. افرادی که دست نیافتنی هستند اغلب از تعهد می ترسند و اگر به آنها علاقه نشان داده نشود، خوشحال می شوند. در هر حال این رابطه عاری از صمیمیت، مناسب هیچ کس نیست. افرادی که نیازمند حمایت، امنیت و محبت هستند و وقتی علاقه مندی می بینند علاقه بیشتری نشان می دهند و رابطه ای پر از صمیمیت را برقرار می کنند. بنابراین اگر در رابطه عاطفی با کسی لبخند بزنید، از او تعریف کنید و به او بگویید که از دیدنش خوشحالید و لحظاتتان با او پر از محبت و احساسات خوب است، روابطی بسیار پردوام و پایدار خواهید داشت و در چنین خانواده هایی سلامت روانی برقرار خواهد بود.

[دکتر فرزانه صداقت ‎/ روان شناس]
روزنامه ایران

بخشش، هنری با ارزش

بخشش، هنری با ارزش
رنجش، مفهومی آشنا برای مشاوران، معلمان و افراد عادی است. رنجش پیامدهای گوناگون فردی و اجتماعی دارد که از عمده‌ترین آنها خشم و نفرت کینه و انتقام‌جویی و افترا و گسستن روابط دوستانه است. ما آنقدر در خویشتن غرق می‌شویم که دیگران را در محیط کمتر می‌بینیم. فکر، احساسات، منافع شخصی و اجتماعی، شناخت از واقعیات، تربیت گذشته، محیط فرهنگی و اخلاقی که در آن بزرگ شده‌ایم راه‌های مختلفی که برای رسیدن به اهدافمان در گذشته داشته‌ایم در این زمینه حرف اول را می‌زنند. چرا دیگران را در محیط اجتماعی و خانوادگی کمتر می‌بینیم. احساسات و عواطف، نیازها و علایق و انگیزه‌های دیگران اگر در راستای خواست‌ها و نیازهای ما نباشند معمولاً کمتر توجه ما را به خود جلب می‌کند. به همین جهت است که مذاهب خواسته‌اند گستره دید ما را بیشتر نموده و از خود فراتر ببرند که بتوانیم با دیگران روابط حسنه و دوستانه‌ای داشته باشیم. زمانی که به‌صورت ناعادلانه دیگران باعث رنجش ما می‌شوند و به حریم شخصی ما تعدی می‌کنند می‌توانیم با انتقام نسبت به آنان خشم و نفرت‌ نشان دهیم و آنان را وادار کنیم که تاوان عمل خود را بپردازند ولی اگر جای انتقام، نفرت و انزجار نسبت به فرد رنجاننده، محبت، خیرخواهی و عشق و دلسوزی را تقدیم او کنیم می‌توانیم بگوییم که فرد مورد نظر را بخشیده‌ایم. از یک طرف از انتقام چشم پوشیده‌ایم از طرف دیگر جزای بدی را به نیکی داده‌ایم. عفو و گذشت فواید جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی فراوانی دارد. مثلا تحقیقات نشان داده‌اند که بخشش دیگران بر تنظیم فشارخون تاثیر می‌گذارد. اضطراب و عصبانیت را کاهش می‌دهد و از اختلافات خانوادگی می‌کاهد. افراد وقتی دیگران را می‌بخشند تغییرات زیر در آنها و محیط اطرافشان اتفاق می‌افتد:
۱) بخشش موجب آرامش فرد و رهایی او از عصبانیت و کینه و تنفر می‌شود.
۲) بخشیدن موجب تغییرات اساسی در افکار افراد می‌شود و افکار منفی و تخریبی را به افکار سازنده تبدیل می‌کند.
۳) بخشش موجب می‌شود که افراد با کرامت انسانی نسبت به فرد رنجاننده برخورد کنند.
۴) بخشیدن افراد رنجاننده باعث می‌شود که فرد رنجیده بتواند رابطه صمیمی با دیگران برقرار کند.
۵) بخشیدن یک ارزش اخلاقی است، عشق به دیگران همراه با حفظ حقوق خودتان از لحاظ اخلاقی امری با ارزش است.
روزنامه تهران امروز

برخورد با افراد اعصاب خورد کن!


ما همواره با افرادی در زندگی مواجه می باشیم کـه درک کردن و مصاحبت با آنها تا حدودی دشوار است. ایـنـگـونـه افراد که از دید ما ممکن است غیر عادی بـه نظر آیـنـد، درهمه جا وجود دارند و ما مجبوریم که به نوعی با آنها کنار بیاییم.
● در زیر به برخی از خصوصیات این افراد اشاره میکنیم:
۱) آدم فضول: به زندگی همه سرک میکشد - مانند یک نـگهـبـان سمج در امور دیگران مداخله می کند - شایـعـه پراکنی میکند.


ادامه مطلب ...

فانوس دریایی

این شعر بر اساس این تصویر  سروده شده 



وقتی میان موج خروشان غصه ها
در کشتی تحیر و غفلت نشسته ام
در اوج وحشت و یک آسمان بلا
از هر امید و دست نجاتی گسسته ام

وقتی که لحظه ها ز فنا موج میزنند 
چشمان بی فروغ دلم باز می شود
در این تلاطم و گرداب بی امان
روحم تجسم یک راز می شود

ناگاه از میان افقهای دور دست
نوری به قلب خفته من شور می دمد
نوری ز جنس امید و حیات و عشق
نوری که  دیده به یک کور می دهد

انوار گرم و روح نواز تو مهربان
در قاب خالی   چشمم نفوذ کرد
راه نجات را به قلبم عیان نمود
شام سیاه  مرا مثل روز کرد

صهبانا ( وبلاگ شعر من  ) http://www.sahbana.blogsky.com/

یک آسمان پرنده

این شعر بر اساس این تصویر سروده شده است



یک آسمان پرنده که در پرنیان ابر
نرم و سبک به سوی خدا بال میزنید
درد عمیق سینه این کوه خفته را
با یک نفس صدای حزین داد میزنید
قلب اسیرکوچک و تنهای یک هزار (بلبل)
در سینه قفس به شما فکر می کند.
با یاد پر زدن به هوای وصالتان
با خاطرات  و یاد شما ذکر می کند.
ای کاش در اوج و عروج بلندشان
یادی از این پرنده بی کس کند کسی
یادی ازاین مهاجر محبوس در قفس
در خانه خرابه ی  کرکس کند کسی
صهبانا  (سعید پونکی )  اسفند  1389